موضوع: "دعـا نــگاری"

یَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی

نوشته شده توسط روشنک بنت سینا در 1397/04/11  •  ارسال نظر »

«یَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی وَ رِقَّةَ جِلْدِی وَ دِقَّةَ عَظْمی»

«پروردگارا بر ناتوانی جسمم و نازکی پوستم و نرمی استخوانم رحم کن»

خدایا! چه می‌دانستم این فراز اینقدر دردناک است. مصیبت این دنیا اینقدر سنگین است، در آخرت چگونه‌ام؟! من از خود بی‌خبرم، تو که می‌دانی من لطیف‌تر از آنم که بی‌مهری‌ات را تاب بیاورم. پس چرا حواست به من نبود؟! چرا اینقدر وحشتناک؟! آری. خطا رفتم، اشتباه کردم، ولی حالا که فهمیدم و به سویت آمدم هوای دلم را داشته باش. قلب شکسته‌ام را کسی نخرید، همه رد کردند، گفتند ارزشی ندارد. ولی شنیدم که یک نفر خوب می‌خرد، کسی نیست جز خودت. شنیدم که نه تنها دل‌های شکسته را خوب می‌خری که اصلا حرم تو در دل‌های شکسته است. دستم را روی قلبم می‌گذارم که تو را زیارت کنم. اگر هستی، تو هم دستی به فضای گرفته‌ی آنجا بکش. من فقط با تو آرومم، با امید به تو، امید به اینکه مرحم زخم دل‌شکستگانی.

حَتّی كَاَنّي لا ذَنْبَ لي

نوشته شده توسط روشنک بنت سینا در 1397/03/09  •  ارسال نظر »

«وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذي يَحْلُمُ عَنّي، حَتّی كَاَنّي لا ذَنْبَ لي»

«و سپاس خدای را كه بر من بردباری می‌كند تا آنجا كه گويی مرا گناهی نيست!»

در مقابل خدای سمیع و بصیر و علیم، گناه و خطایی نیست که مخفی بماند! همه چیز را می‌داند و می‌پوشاند. آنقدر می‌پوشاند که به حلم و بردباری‌اش مغرور می‌شویم. باورمان می‌شود که از آدم‌های خوب و معصوم هستیم. در گیر و گرفتاری‌ها با همه‌ی بی‌چشم و رویی‌مان می‌گوییم: «مگر من چه گناهی کردم!». اگر خدا صبر می‌کند و به رویمان نمی‌آورد، از بزرگی اوست نه از گناهکار نبودن من. و هر کسی بر حال خراب خودش آگاه است.

پروردگارا! ما را از این حالت بی‌چشم و رویی خارج کن و از شب زنده خودت قرار بده.

1 3 4 5

 
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟