وبلاگ

توضیح وبلاگ من

موضوع: "کـتـابـخوانـی"

کتاب «آفتاب در حجاب» نوشته سید مهدی شجاعی

کافی است چند کتاب از سید مهدی شجاعی بخوانی تا نثر روانش را بشناسی. «آفتاب در حجاب» کتابی است دلنشین در وصف حضرت زینب. از زمان کودکی تا کربلا و حوادث پس از آن. اولین کتاب زیبایی است که بر مستندات تاریخی و با یک شیوه‌ی دلنشین وقایع زندگانی حضرت زینب را را سلسله‌وار و داستانی روایت کرده است. بدون اینکه نثری علمی، تاریخی و خسته کننده داشته باشد.

کتاب را باز می‌کنی. از همان سطر اول که شروع می‌کنی به خواندن. بند بند وجودت آب می‌شود، وقتی می‌دانی عاقبت این خواهر و برادر چه مظلومانه به ابدیت می‌پیوندد. اشکت جاری می‌شود. و تو همچنان به خواندن ادامه می‌دهی. کربلا نبودی، روی تل زینبیه نبودی، گودی قتلگاه را ندیدی، آخرین بغض و آخرین وداع این خواهر و برادر را ندیدی، در این کتاب هم هیچ تصویری از آنها نمی‌بینی؛ ولی با واژه واژه و خط به خط روایت کتاب، هر آن می‌بینی که کربلا جلوی چشمت رقم می‌خورد و تیغ شمشیر رشته رشته‌ی محبت یک خواهر به برادرش، امامش، ولی‌ش و امانت الهی را پاره می‌کند. و باز هم یقین داری که هیچ خطی نمی‌تواند حقایق دو چهره‌ی کربلا را روایت کند. عظیم‌تر از این حرف‌هاست. مثال قطره در برابر دریا هم نمی‌تواند چیزی را به ذهن متبادر کند.

 

کتاب «پدر، عشق و پسر» نوشته‌ی سید مهدی شجاعی

کتاب «پدر، عشق و پسر»، از انتشارات نیستان در سال ۹۳ به چاپ سی و ششم می‌رسد. کتاب ۸۷ صفحه است و ۵۸۰۰ قیمت دارد. با قیمت دلار نجومی بعد از تصویب برجام قیمت کتاب تا کدام فلک بالا رفته باشد را نمی‌دانم.

سیف بن ذی یَزَن اسبی به نام «عقاب» را به محمد پنج ساله هدیه می‌دهد. از آن پس عقاب می‌شود مرکب پیامبر. بعد از پیامبر اسب به علی، حسن و حسین می‌رسد. امام حسین خود اسبی به نام ذوالجناح داشت. عقاب را به علی اکبرش می‌دهد. علی اکبری که شبیه‌ترین فرد به پیامبر بود. این اسب عشق امام به علی اکبرش را در واقعه‌ی کربلا روایت می‌کند. 

«عجیب بود رابطه میان این پدر و پسر. من گمان نمی‌کنم در تمام عالم، میان یک پدر و پسر، این همه تعلق، این همه عشق، این همه انس و این همه ارادت حاکم باشد. من مبهوت این رابطه‌ام. گاهی احساس می‌کردم که رابطه‌ی حسین با علی اکبر فقط رابطه‌ی یک پدر و پسر نیست. رابطه‌ی یک باغبان است با زیباترین گل آفرینش است، رابطه‌ی عاشق و معشوق است. رابطه انیس و همدل جدایی ناپذیر است. احساس می‌کردم رابطه‌ی علی اکبر با حسین فقط رابطه‌ی یک پسر با پدر نیست. رابطه ماموم و امام است. رابطه مرید و مراد است. رابطه عاشق و معشوق است. رابطه محب و محبوب است و اگر کفر نبود می‌گفتم رابطه عابد و معبود است». صفحه ۳۱. 

کتاب پدر، عشق و پسر از زبان یک اسب بیان می‌شود و دارای یک نگاه و زاویه‌ای جدید است. نثر خیلی خوبی دارد. جان می‌دهد که یک نفر کتاب را با صدای بلند بخواند و تو گوش بدهی یا خودت بلند بخوانی و دیگری گوش بدهد. کتاب الگوی خوبی برای ماست که اخیرا داریم برای بازآفرینی محتوای دینی تلاش می‌کنیم.

از سید مهدی شجاعی «کمی دیرتر» را خوانده‌ام و آفتاب در حجاب را نصفه. سبک قلمش دستم آمده و دوستش دارم. بار احساسی و عاطفی زیادی دارد. مفاهیم را هم خیلی طریف و لطیف بیان می‌کند. ولی باز احساس می‌کنم از لحاظ ادبی اثر قوی‌ای نیست و فقط یک روایت زیبایی است.

 

کتاب «صد سال تنهایی»، نوشته گابریل گارسیا مارکز

این رمان زندگی خوزه آرکادئو بوئندیا و همسرش اورسلا ایگواران را روایت می‌کند. آن‌ها بعد از ازدواج در سرزمینی که آن را ماکوندو نامیدند ساکن می‌شوند. از فرزندان آنها، شش نسل به وجود می‌آیند. فرزندانی که برخلاف پدر بزرگ و مادربزرگ‌شان دائم در حال خوشگذرانی و روابط نامشروع هستند. اکثر فرزندان آنها و این شش نسل از همین روابط متولد می‌شوند. رفته رفته از تعداد اعضای خانواده‌ی آنها کم می‌شود و در نهایت هیچ کسی از این نسل باقی نمی‌ماند. حوادث زیادی ماکوندو را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. جنگ، بیماری بی‌خوابی، تکنولوژی، ورود قطار، کارخانه موز و حتی ظواهر و لباسی که به این دهکده وارد می‌شود.

با وجود اینکه بی بندباری‌های داستان با عقاید ما و حتی خود مسیحیت جور در نمی‌آید و نقد بسیاری از نظر اعتقادی بر آن وارد است ولی از لحاظ داستانی و ادبی عالی است. حکایت از توانایی نویسنده دارد. کتاب معروفی است و اسمش را زیاد شنیده‌ایم. دوستان بارها از آن تعریف کرده بودند و گفته بودند «فوق العاده» است. اول کتاب تو این فکر بودم که وقتی تمام شد، به دوستان بگویم آنقدری که می‌گفتید آش دهان سوزی نبود. ولی اواسط کتاب تا انتها با آنها هم عقیده شدم. با این وجود این سبک را نمی‌پسندم. آثار ادبی باید در راستای فطرت پاک انسان باشد و بتواند ویژگی‌های متعالی انسان را به تصویر بکشد. اینکه ما رذایل اخلاقی و امور ناپسند را با مهارت بالایی به تصویر بکشیم عین ظلم و برخلاف انسانیت است. اصلا در شأن آدمیزاد نیست که همواره به امور سخیف رو بیاورد. در حوزه‌ی ادبیات و مهارت‌های امروز، فطرت پاک الهی و انسانی به فراموشی سپرده شده است. این چیزی نیست جز گمراهی اشکار و انحراف بشریت.

 

 
آموزش طراحی سریع بروشور